
پسازبان اشراق آگاهی بر ماده و فکرکریم قیطانی فردپسازبان نه شعر است، نه هنر است و نه اندیشه. پسازبان دیدن و آگاه شدن است از جایی که جز دیدن راهی نیست، سپس بیان دیده است با ابزار بیان، که در شعر آن ابزار زبان محاوره و در هنر، زبان محاوره و در اندیشه زبان محاوره می باشد. اما آنچه در اینجا محاوره شعر را از محاوره هنر و محاوره اندیشه متمایز می کند روش های بکارگیری آن است که در شعر صوتی و شنیداری است و در هنر تصویری و دیداری، همانگونه که در اندیشه پسازبانی منطق محاوره حکم فرماست. پس آنچه ذاتی پسازبان ...
ادامه مطلب
سلام دوستانخوب هستین؟یا چی بگم!میدونم کمی سخته خورشید رو ببوییسخته خار زرد بغل کنیرودخونه بپوشی کلماتو صدا کنیتا عشقرنگ عجوزه ای بگیره که به نه سالگی برگشتهو همینجور محبت از زیر آرواره های کفتاری نجات پیدا کنهجهان سطر های چی رو داره مینویسه!؟بگو !بگو چگونه!؟انسان لااقل چند پایه ای نباشه که از زیر پای دیگری کشیده میشهبگو نباشه.#شعر_پسازبان#کریم_قیطانی_فرد بخوانید...
ادامه مطلب
من که از مرگ اومدم تا به مرگ برم من از غیبت تا به غیبتیهو همه چیز از هم جدا میشهیهو ابتدای اومدن ایستاده امیهو انتهای رفتنچقد زیباس میون اومدنچقدزیباس میون رفتنبی اونکه هر اومدنی بی اونکه هر رفتنیو من هر روز از جایی به جاییو من هر روز در مکانی که گم می شمو هر روز در زمانی کوچک و بزرگ واسه ستودن یک گُلواسه ستودن یک باغچهواسه ستودن یک زمینتا چکه چکه جهان بشمتا چکه چکه جیغ نستعلیقبر دَوَران آسمونبر سینه ی خورشیدشاید قطره قطره از گرده ی شمعی پایین بیامیا صلیبی بر گردن یه مسل...
ادامه مطلب
کلاغ پربه شکلی نیستکه هست باشهبه شکلی که یک مثلثابعادشو بر داره برهبه تماشای یک سنوبراما تو چی؟به تماشای چه ضلعی؟خارج از ضلع!به خروج پروانه از پیلهگنجیشک پرنیازی به قدم زدن نیستروی گونه ی فصل هاوقتی آشکارا شکار برده گی شدیم آقا میگن ماشینا رئیس جمهور جهان شدنالان تو بگواحساس کواراده کوقدم قدمِ قدم هامون کوامروزم کو دیروز کوزبان کو کلمه کو شعر کووقتی تکنولوژی از من تو رو ساختمن کو تو کجایی بگووقتی جهان رو با زبون زبان دزدیدنو ما را با چراغی کورآقا زنجیر ها پیشرفت کردن و نامرئی شدنلعنت به این...
ادامه مطلب